|
کاوشی در سده |
|
|
در ميان عناصر چهارگانه يعنى آتش و آب و خاك و باد؛ آتش از دير باز در ميان آريائيان از اعتبار ديگرى برخوردار بوده است. در اوستا آتش فرزند اهورامزدا و سپندارمذ ناميده شده است. از اين رو ايرانيان باستان آن را هميشه فروزان مى داشتند و نشانه اهورايى اش مى دانستند و شعله اش را نماد فروغ ازلى مى شمردند و آتشكده هاى هميشه روشن براى آنان به منزله محراب پيروان مزديسنا بود. آنان بر اين باور بودند كه هستى با وجود آتش ادامه يافته است. با مطالعه و ژرف نگرى در فرهنگ كهن ده هزار ساله ايرانى در مى يابيم با وجود عيدها و جشنهاى فراوان ميان ايرانيان باستان، در گذشته ايام سوگ و ماتم و شيون و مويه در اين سرزمين وجود نداشته است. براساس مبانى آموزه هاى زرتشت، نيك انديشى پايه زندگى انسانى درست بوده و لازمه آن انديشه نيك، تن و روان سالم و كارآمد است. |