من تا به امروز فکر و عقیده ام بر این بود که همه دوستانم رو از ماهیت دینیشون آگاه کنم و به اصل خودشون بر گردونمشون. ولی افسوس که اشتباه می کردم.اعتراف می کنم که ملاقات با اشخاص بزرگ و هم صحبتی با آنان مرا به این داشت که در دیدگاه هایم کمی تغییر دهم. من به شخصه خدا را در درون خودم احساس کردم اصلا هم به دین ربطی نداره. دین و مذهب واژه بی مهنی است و مبلغان آن کافران عالم و نفرین شدگان حق.دوستان مهم نیست چه آیین یا دینی دارید مهم این است که خدا را احساس کنید.همه ادیان فقط برای این از سوی خدا آمده اند که به ما انسانها بگویند خدا درون توست خود خدایی پس خدایی کن. دوستان درست است که دین اسلام به کل همه ما را از اینکه خدای خود را به درستی بشناسیم باز داشته و لی من از امروز به این نتیجه رسدم که زبان خموش دارم و مانند چراغی باشم که هر کسی خواست از من نور بگیرد نه اینکه همه تفکرات خودم را به اجبار تحمیل کنم. اگه تا به امروز توانستم با مطالب گرد آوری شده کمی به ذهن های خفته شما نفوذ کنم خوشحالم ولی از اکنون دیگر تصمیم با شماست که چگونه زندگی کنید.
آیا بهشت را می خواهید یا جهنم یا مهمتر از آن خود وجود پاک و نورانی یزدان پاک؟
انتخاب یکی از این سه راه به عهده خودتان اسن.
من که از اکنون فقط تلاش در پیدا کردن خدای وجودم می کنم.عشق و محبت پایه های رسیدن به ذات لایتناهی یزدان است.
امیدوارم تک تک شما دوستانم روزی به این باوری که امروز من رسیدم برسید.
باور کنید حالت ناب و کمیابیست.
چشمانتان را باز کنید و این خرافاتی را که هر روز به خوردتان می دهند را باور نکنید که اینان هر روز شما را از خدای پاک دورتان می گردانند.
برای همه آرزوی موفقیت می کنم.
به نام اهورا واحد نجات دهنده پاک