تبليغاتX
به نام اهورا واحد نجات دهنده پاک

کاوشی در سده

 

در ميان عناصر چهارگانه يعنى آتش و آب و خاك و باد؛ آتش از دير باز در ميان آريائيان از اعتبار ديگرى برخوردار بوده است. در اوستا آتش فرزند اهورامزدا و سپندارمذ ناميده شده است. از اين رو ايرانيان باستان آن را هميشه فروزان مى داشتند و نشانه اهورايى اش مى دانستند و شعله اش را نماد فروغ ازلى مى شمردند و آتشكده هاى هميشه روشن براى آنان به منزله محراب پيروان مزديسنا بود. آنان بر اين باور بودند كه هستى با وجود آتش ادامه يافته است. با مطالعه و ژرف نگرى در فرهنگ كهن ده هزار ساله ايرانى در مى يابيم با وجود عيدها و جشنهاى فراوان ميان ايرانيان باستان، در گذشته ايام سوگ و ماتم و شيون و مويه در اين سرزمين وجود نداشته است. براساس مبانى آموزه هاى زرتشت، نيك انديشى پايه زندگى انسانى درست بوده و لازمه آن انديشه نيك، تن و روان سالم و كارآمد است.
جشن و تعطیلات
از دیدگاه من درینجا باید کمی نیز بمفهوم «جشن» و تفاوت آن با «تعطیلات» پرداخته شود تا هدف از برگزاری آنها نیز مشخص شود. ايرانيان براساس آموزه هاى اشو زرتشت و با پيروی از نهاده ی «امر نيک» بر اين نكته پايبند بودند كه شادى از بخشش هاى الهى است و موجب آرامش تن و آسايش روان می باشد. بر همين اساس همواره شادى و جشن به عنوان جزعى از آداب و «مراسم دينى» نزد ايرانيان بسيار گرامى داشته مى شد. چنین بود که ايرانيان در طول سال ، ۲۴ جشن برگزار مى كردند.
برای درک بهتر از مفهوم گاهشمار ایران باستان، بهترست بدانید که در آن «هفته» وجود نداشت و «ماه» سى روزه بود و هر يك از روزها نامى ويژه داشت. پس در هر ماه، روزى كه همنام همان ماه بود، به جشن و شادمانى برگزار مى شد و ايرانيان آن روز را به نيايش پروردگار يكتا مى پرداختند. براى نمونه، آذر-روز در آذر-ماه جشن آذرگان ، آبان-روز از آبان-ماه، جشن آبانگان و...الخ اما درميان جشن هاى پرتعداد ايرانيان، سه جشن از همه مهمتر بود، يكى نوروز ، مهرگان و دیگری سده. در عوض، تنها روز عزا، روز شهادت اشو زرتشت میباشد. همانگونه که گفتم جشن و تعطیلات دو مورد جداگانه هستند و هریک مفهوم و منش خود را دارد. جشن، همواره برای ایجاد شادی و شاد-باش برگزار می شود و برای برگزاری آن نیاز به «تعطیل»ی نیز نیست. جشن، همچون هر برنامه ی دیگری در زندگی ، وقت خود را در روز هر شخصی دارد و البته آداب و مراسم خود را نیز داراست. اما روز تعطیل در برگزاری روشمند یکسری اداب یا آیین، متعهد نیست و کلا، هدفی جز «استراحت از کار» را دنبال نمی کند. باید گفته شود که تعطیلات با این سبک (=پایان هفته ها و نیز تعطیلات مذهبی و غیر مذهبی) برای ما که رو بسوی صنعتی شدن پیش می رویم، روشی نوین و تجربه ای تازه است که آنهم باید بنوع خود از سوی توده ی ما آزموده شود و روش درست از آن بنیاد شود. اما در مورد «تعطیلات آخر هفته» نیز بهترست به این نکته اشاره کنم که اینگونه تعطیلات (=شش روز کار و استراحت در روز هفتم) ریشه در اندیشه ای سامی دارد. از دیدگاه اسطوره ای این قوم؛ کار و تکاپو، نشان مطرودیت از بهشت و جشن و رنج در تبعید است. استراحت و اسودن نیز نشانه و وعده ایست از بهشت و تمام خوشی های آن. در تورات (=سفر پیدایش) چنین میآید که: «آسمان ها و زمین و همه لشکر آن ها تمام شد و در روز هفتم، خدا از همه کار خود که ساخته بود، فارغ شد و آرام گرفت زیرا که در آن آرام گرفت از همه کارخود که خدا آفرید و ساخت..». درینجا باید به این نکته ی باریک دقت شود که این تعطیلی روز هفتم ، ماهیت و مفهوم جشنی ندارد و بهیچ گونه «نشان-دار کردن زمان» نیست بلکه تنها دمی آسودن از ادامه ی کار و تکاپوست و بس. درین دیدگاه؛ آدم اب البشر، هنگامی گه از باغ بهشت رانده شد، و از بهشت بخاک پست نزول کرد، آنگاه باید کار و تکاپو کند چراکه کار، مربوط به «زمین» و «دنیای خاکی و پست» است. درصورتیکه دیدگاه ایرانیانی که پیرو عقاید نیک پیشینیان خود هستند چنین نیست و کار و تکاپو و شادی را خوار نمیشمارند. آنها پیوسته کارهای خود را با جشن و شادی می آغازند چنانچه اهورامزدا در بندهشن ، با «يزشن» و همراهي «رپيتهورين» نوازنده ، يا به عبارت ديگر با جشن ، «آفرينش گيتي» را آغاز ميکند . از اين رو ، هر کار و اقدام بزرگي باید با جشن آغاز گردد و آن کار باید بفال نیک گرفته شود.
در باور ایرانیان باستان، «ایرانویج» و کل جهان دارای چهارگوشه بوده است. گوشه شرق را «خراسان» نام گذاشته بودند که واژه ای پهلوىست و البته هم اکنون نیز در پارسى معاصر بكار مى رود. در زبان پارسى، خراسان همان «خرايان» است و به معنى «جای برآمدن خورشید» میباشد. به محل فرو نشستن و غروب خورشید نیز «خروان» گفته مى شده. شمال دنيا سيبرى بود كه به نام «اپاختر» شناخته مى شد. آنها سيبرى را جايگاه ديوان مى دانستند كه دارای زمستان طولانى ست. شايد دليل منفور بودن سيبرى نزد ايرانيان، وحشى بودن اهالى آنجا و همچنين ربط دادن ديو سرما به آن منطقه باشد. بهر روی ايرانيان آنجا را جزيى از خود به حساب نمى آوردند.»
گوشه جنوبى را نیز به نام «رپيدوين» (=رپيتهورين) مى شناختند كه به معنى «گرماى كل جهان» بوده است. حتا در کیش زرتشتى نماز رپيدوين (نيم روز) يكى از معروف ترين نمازهاى پنج گانه در روز بوده است: «نياكان ما اعتقاد داشتند كه رپيدوين هفت ماه روى زمين است و از ابتداى آبان كه هوا سرد مى شود، به زيرزمين مى رود. آنها مى گفتند كه گرماى زمين در آبان ماه به زير زمين مى رود تا باعث رشد گياهان و گرم شدن آب چشمه ساران شود. اين يك اصل پذيرفته شده علمى است كه ريشه گياه در گرماى درون زمين و در هنگامه سرماى بيرون در فصل سرما رشد مى كند و شاخه در گرماى تابستان. بر همین اساس، رپيدوين باز هم طبق يك اصل علمى از روز دهم بهمن از زمين بيرون مى آيد.»
ايرانيان در اين روز جشن و پايكوبى مى كردند تا رپيدوين، سرماى زندگى را از آنها دور كند و سبزى به آنها ببخشد: «استقبال ايرانيان از رپيدوين بوسيله آتش بود. آنها با گرما به استقبال گرما مى رفتند.»

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 9:2 توسط گروهی از دوستداران زرتشت |

سلام  و درود به همه شما دوستان عزیز

امیدوارم همگی خوب و سلامت باشید و این روزهای زیبای بهاری به همه شما خوش بگذره.اصل ماهیت نوروز در  ژیشگاه ما ایرانیان با شادی  همراه بوده .بهار با شادابی و مادر همگیمان این طبیعت ناب  همراه با نو شدن از ما فرزندان خود می خواهد که به شادی و پایکوبی بپردازیم.

دوستان عزیز اصل ماهیت زرتشت بر پایه شادی و طراوت روح انسان همراه است.پس سعی کنید در بهار طبیعت به شادی و سرور بپردازید و بی خود لباس عزا و ماتم نپوشید. اون هم به خاطر مسائلی که اصلا برایمان نامفهوم و غیر منطقی می باشد.

شادی حق مسلم ماست. یزدان پاک از اینکه برترین مخلوقش بر روی این زمین به عزا و ماتم بپردازه راضی  نمی باشد.

پس برای رضای یزدان پاک همیشه شاد باشید و خود را از غم و غصه بیهوده که این روزها متاسفانه در جامعه ما به یک فرهنگ غلط تبدیل شده  رها سازید. من در پست بعدی ریشه های پرداختن شادی در انسان در دین آسمانی زرتشت را برای همگی دوستان می گذارم تا با مطالعه آن بدانند که دین اصلی ما ایرانیان از برترین مخلوق یزدان پاک در روی زمین چه می خواهد

شاد و پیروز باشید

به امید روزی که همگی به اصل خویش برگردیم.   الهی آمن

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 8:57 توسط گروهی از دوستداران زرتشت |